loading...

My Lectures, Documents and Ideas

Political Science, National Security and my opinion about my intrests

بازدید : 16
دوشنبه 11 آبان 1399 زمان : 19:40

بسم الله الرحمن الرحیم

بعد از فجایع مدیریتی که در دولتهای یازدهم و دوازدهم گریبان دستگاه اجرایی را گرفته و به واسطه لابی‌های غیر مجاز گربیان دستگاه تقنین کشور را نیز مدت مدیدی گرفته بود، افکار افراد بسیاری همچون حقیر را به مبحث مدیریت کلان سوق داد.

متاسفانه مدیریت در ایران از ماقبل آغاز تاریخ معاصر، همواره مدیریت هزینه بوده و نه مدیریت درامد.

یعنی ما آخرین نشانه‌های مدیریت سودگرا را در اوایل سلطنت صفوی میبینیم و با ورود ایلچی‌های غربی پادشاهان موخر صفوی تبدیل به مدیران هزینه‌‌‌ای اقتصاد کلان میشوند و این روند تا زمان کشف نفت در مسجد سلیمان در سال ۱۲۸۶ و به تبع آن قرار داد دارسی و سرازیر شدن پولی که در حساب نبود، ادامه می‌یابد و بعد از عایدات نفتی فرایند مدیریت رسما نابود میشود و در سلسله پهلوی نیز بنیاد بروکراسی مدرن بر اساس این نوع مدیریت تکوین می‌یابد. بروکراسی‌‌‌ای که بعد از انقلاب نیز ساختار عمده آن تغییر نکرد و مدیران انقلابی را به بروکراتهایی تبدیل کرد که بجای تفکر در باب سود آوری برای کشور، همواره به این دلخوش بودند که پول نفت تمام ضرر‌ها را جبران خواهد کرد، لذا نیازی به زحمت کشیدن و فکر کردن برای رهایی از این منجلاب مدیریتی وجود ندارد.

در این میان همواره فرامین مقام عظمای ولایت(مد ضله العالی) در راستای رهایی از وابستگی به پول نفت و اقتصاد درونزا و مدیریت سود محور، روی زمین ماند تا اینکه در ۷ سال اخیر، با تلاقی کاهش چشمگیر درامد‌های نفتی با مدیریت ناکارآمد، این روند فاسد مدیریتی را رسوا کرد.

در دوران بعد از انقلاب اسلامی، مدیران وارد شده در دستگاههای اجرایی، نه مدیران اقتصادی که مدیران سیاسی بودند و ضعف‌های اقتصادی خود را با پول نفت پوشش میدادند. در این میان مضرترین زیربنای این سبک مدیریت، مدیریت فرد محور بجای مدیریت هدف محور بود.

هر مدیری که در پستی مستقر میشود، تمام اقدامات مدیر قبلی را معلق میکند و و شروع به کار با راه و رسم خود میکند، البته که مدت مدیریت کمتر از مدت ثمر دهی آن پروژه‌هاست، لذا با تعویض مدیریت، جایگزین وی نیز اقدامات او را کان لم یکن تلقی کرده طرحی نو در می‌اندازد.

و حاصل این امر ۷۸ هزار پروژه عمرانی نیمه کاره با پیشرفت کمتر از ۶۰ درصد است و در هر حوزه مدیریتی آمار مشابهی از کارهای نیمه کاره رها شده وجود دارد.

دلیل پیشرفت فنی در کشور‌های توسعه یافته، اولا اهمیت دادن به سود و درونزایی پروژه‌هاست و نه راتی که از قبل آن نسیب اعوان و انصار مدیران خواهد شد، و ثانیا طراحی از طرف نخبگان امر است و مدیران نه به عنوان مبتکران طرح که به عنوان مجریانی که باید منابع را برای تحقق امر در موعد معیین مدیریت کنند، هستن.

و البته که هیچکدام از این دو فاکتور در تاریخ معاصر کشور دیده نمیشود.

والسلام

جان من، گره شده به قلب تو...
نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 0

آرشیو
آمار سایت
  • کل مطالب :
  • کل نظرات :
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا :
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز :
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز :
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :